سيد محمد قلي كنتوري لكهنوي
177
تشييد المطاعن لكشف الضغائن ( فارسي )
خديجة فوت شده بود ، وسبب اين حسد آنكه بشارت داد خداى تعالى أو را به خانه [ اى ] در بهشت از قصب - يعنى : قصب مرواريد - كه نيست در آن شور وآواز ( 1 ) [ و ] نه رنج . ودر “ روضة الأحباب “ به روايت عايشه مسطور است : ونوبتي هاله خواهر خديجة بر در خانه آمد ، وبر سبيل استيذان در خانه را بكوفت ، پس [ از ] ( 2 ) استيذان خديجة را ياد كرد ، ومضطرب وفزع - وبه روايتي آنكه : پر فرح ومسرور - گشت ، وگفت : « بار خدايا ! اين را هاله گردان » ، من غيرت بردم وگفتم : چند ياد عجوزى از عجائز قريش كنى كه از غايت پيرى دندان در دهن وى نمانده وعمر خويش گذرانيده بود ، حق تعالى عوض بهتر از أو به تو داد ، حضرت در غضب شد چنانكه موى پيش سر وى در حركت آمد ، وفرمود : « به خدا سوگند كه بهتر از وى هيچ زن خداوند تعالى به من نداد ، ايمان آورد وقتي كه همه مردم كافر بودند ، وراست گويى داشت مرا وقتي كه همه مردم تكذيب من كردند ، ومواسات نمود به مال خود به آن وقتي كه همه مردم مرا محروم مىداشتند ، وخداوند تعالى مرا از وى فرزندان داد » . گويد - يعنى عايشه - با نفس خويش گفتم كه : ديگر هرگز خديجة را به بدى ياد نكنم . ( 3 ) انتهى .
--> 1 . يعنى : سر وصدا . 2 . زيادة از مصدر . 3 . روضة الأحباب : ، ورق : 180 .